سلام
امروز اومدم تا آپ کنم
امروز با اینکه زیاد وقت ندارم ولی به همه ی کسایی که بهم سر زدن سر میزنم و تبادل لینک هم از امروز شروع میشه.
خب فعلا بریم سراغ آپ بهتره زیاد نحرفم.
امیدوارم از این شعرهایی که براتون گزاشتم خوشتون بیاد.
نمی گم خدا نگه دار چون همین امروز وفردا می رسه لحظه ی دیدار
نه نمونی تو به یادم شب تا صبح همیشه بیدار
من میرم تا که بدونی رفتن ودوری یه قصه است
نه خیال نکن نبودت خوشیه نه! همه غصه است
سرنوشت تو و این دل تا ابد فقط همینه
تقدیر چشمای من شد که تو رو دیگه نبینه
زیر بارونای این شهر این دلم داره می گیره
گریه های هر شب من تو بیای دیگه می میره
لحظه های بی تو بودن می گذره اما به سختی
یکی با خنده نگام کرد گفت ببین اخه چه بختی!
کاشکی ارزوی من رو براورده می کردی
به خدا می میره این دل تو بری و بر نگردی
اره این ترانه گفتم که بدونی یادت هستم
توی شهر به این شلوغی دل به هیچ کسی نبستم
وقتی تو هستی کنارم انگاری دنیا رو دارم
وقتی نیستی ولی انگار کنار چوبه دارم
اگه خوندی شعر من رو نذار دیگری بخونه
نذار راز ما دوتا رو کسی جز خدا بدونه
يه عاشق غمگين ، در حسرت شبهاي بي ستاره ام
سخت دلتنگم ، سخت بيقرار و بي تابم ...
كجاست شانه هاي گرم و مهربانت ، تا گريه كنم ؟
كجاست آن لبخندهاي عاشقانه ات تا باز هم ديوانه شوم ؟
چرا ديگر درد دلي براي گفتن نداري ؟
چرا اشكهايت را از من پنهان مي كني و حرفي براي گفتن نداري ؟
چرا قلب عاشقم را در انتظار چشمانت مي سوزاني ؟
آنقدر دلتنگ چشمانت هستم كه نمي توانم در هيچ چشم ديگري نگاه كنم
آنقدر بيقرارم كه هيچ اتفاقي ، دل غمگينم را شاد نمي كند
براي گريستن ، شانه هايت را كم دارم
شانه هايي كه بارها و بارها در خواب و خيال ، تكيه گاه دل عاشقم بود
![]()
چه قدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید و به جاش
یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داد زل بزنی و به جای اینکه لبریز کینه
و نفرت شی حس کنی که هنوزم دوسش داری
چه قدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار
غرورش همه وجودت له شد
چه قدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچی
بجز سلام نتونی بگی
چه قدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما
مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسش داری
چه قدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و
اونوقت آروم زیر لب بگی گل من باغچه نو مبارک .
.jpg)
سحرگاهان که سر از بالین بر می گیرم مژگان از خواب فرو می شویم و دیده بر جهان هستی می گشایم و حیات به نام تو آغاز می کنم و به یاد تو بر می خیزم و به امید تو گام در راه زندگی می نهم و سود و زیان را به فراموشی می سپارم و بودو نبود خویش را از یاد می برم .
اگر گفتارم در خور تو نیست بر من ببخش .
آنچه می گویم در حد توانایی خودم است . پروردگارا به وفایت سر می نهم و جفایت را به جان می خرم و از شعله دوست داشتنت به بال و پر در می آیم و پروانه واردر عشق تو می سوزم
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388 12:19 توسط خزان
|
سلام
هرچند زیاد نمیتونم بیام نت ولی همین بارهای کمی هم که میام وقتی قالب وبلاگ رو نگاه میکنم باز هم آتیش میگیرم.باز هم حسرت در آغوش گرفتنت میام تو دلم.کاش همیشه کنارم بودی.کاش فاصلهی بینمون این همه نبود.کاش...
واسم دعا کنین
ببخشید که آپم کوتاه هستش ولی خب...
از آپهای بعدی جبران میکنم.
از دوستایی که بهم سر زدن هم ممنون.توی اولین فرصت همتون رو لینک میکنم و ازخجالتتون در میام.مرسی که بهم سر زدین.
به محض اینکه مشکل اصلی من حل بشه خسته میشین از بس که آپ کنم.
موفق باشین
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388 22:54 توسط خزان
|
سلام سلام سلام
سلام به همه
این اولین پست من توی وبلاگ جدیدمه.امیدوارم بتونم به کمک شما دوستای گلم یه وبلاگ خوب بسازم.
نظر یادتون نره.
اولین آپ:
خوشا آنکس که جانش از تو سوزد
چو شمعي پاي تا سر بر فروزد
خوشا عشق و خوشا ناکامي عشق
خوشا رسوايي و بد نامي عشق
خوشا بر جان من هر شام و هر روز
همه درد و همه داغ و همه سوز
خوشا عاشق شدن اما جدايي
خوشا عشق و نواي بي نوايي
خوشا در سوز عشق سوختن ها
درون شعله اش افروختن ها
چو عاشق از نگارش کام گيرد
چراغ آرزوهايش بميرد
اگر مي داد ليلي کام مجنون
کجا افسانه ميشد نام مجنون ؟
هزاران دل به حسرت خون شد از عشق
يکي در اين ميان مجنون شد از عشق
در اين آتش هر آنکس بيشتر سوخت
چراغش در جهان روشن تر افروخت
نواي عاشقان در بي نوايست
دام عاشقي ها در جدايست
كودكيهايم اتاقي ساده بود
قصه اي دور اجاقي ساده بود
شب كه مي شد نقشها جان مي گرفت
روي سقف ما كه طاقي ساده بود
مي شدم پروانه خوابم مي پريد
خوابهايم اتفاقي ساده بود
زندگي دستي پر از پوچي نبود
بازي ما جفت و طاقي ساده بود
قهر مي كردم به شوق آشتي
عشقهايم اشتياقي ساده بود
ساده بودن عادتي مشكل نبود
سختي نان بود و باقي ساده بود.
نظر یادتون نره هااااااااا
موفق باشین هممممممممممممتون
یا حق
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 18:58 توسط خزان
|